نویسنده (ها) : هانیه علی اصغری

معرفی کتاب “اخلاق بازجویی”

کتاب اخلاق بازجویی اثر آقای مایکل اسکرکر و ترجمه آقای افشین خاکباز جزء آثار تازه انتشار یافته‌ی فرهنگ نشر نو است که در سال 1396 در دسترس خوانندگان و علاقمندان قرار گرفته‌است. این کتاب را خانم هانیه علی‌اصغری، دانشجوی فلسفه اخلاق دانشگاه ادیان، در چهل و دومین کارگاه فلسفه اخلاق معرفی کردند. در ادامه گزارش ایشان از این کتاب را می‌خوانید.

کتاب اخلاق بازجویی اثر آقای مایکل اسکرکر و ترجمه آقای افشین خاکباز جزء آثار تازه انتشار یافته‌ی فرهنگ نشر نو است که در سال ۱۳۹۶ در دسترس خوانندگان و علاقمندان قرار گرفته‌است. حوزه فعالت آقای اسکرکر در اخلاق و قانون است. علاقه‌های علمی وی در زمینه‌های اخلاق حرفه‌ای، تئوری جنگ، پلورالیسم اخلاقی، اخلاق الهیاتی، دین وسیاست است. آثار منتشرشده ازآقای اسکرکر اخلاق و جنگ نامتقارن، پلورالیسم اخلاقی، اخلاق بازجویی و کتاب جدید ایشان وضعیت اخلاق رزمندگان است.

Michael Skerker
Michael Skerker

نویسنده این کتاب در دو بخش مباحث خود را بیان می‌کند. بخش نخست این کتاب درباره بازجویی برای اعمال قانون در داخل کشور است و بخش دوم، به بازجویی در عملیات نظامی و اطلاعاتی اختصاص دارد. نویسنده دلیل این تقسیم‌بندی را این می‌داند که حکومت، دربرخورد با اتباع خود و اتباع خارجی از رویکردهای متفاوتی استفاده می‌کند. این دوبخش از هم مجزا هستند ولی با یکدیگر ارتباط کامل دارند. بخش اول در پنج فصل و بخش دوم در سه فصل است. فصل‌های بخش اول از این قرارند. فصل اول؛ خودفرمانی، حقوق و تحمیل‌گری که در آن نظریه‌ی عمومی تحمیل‌ عادلانه بیان می‌شود. (تحمیل عادلانه یعنی اینکه کسی مجاز باشد دیگری را به انجام کاری وادار کند). مبنایی برای توجیه تلاش‌های بازجویان برای مطلع شدن از توطئه‌های جنایتکاران در حوزه‌ی اعمال قوانین در داخل کشور و در شرایط جنگ‌های نامنظم فراهم می‌آورد. فصل دوم؛ حکومت لیبرال و اختیارات پلیس نام نهاده شده که زمینه‌هایی را برای اقدام سیاسی عادلانه در دفاع از زندگی و حقوق ساکنان ایجاد می‌کند و اختیارات پلیس حکومت لیبرال رابا شرایط آزادی ساکنان کشور مرتبط می‌سازد. نیز آن دسته از اقدامات تحمیل‌گرانه از مشروعیت سیاسی برخوردارند که چون برای حمایت از زندگی و حقوق ساکنان کشور ضروری هستند به لحاظ منطقی قابل اعتراض نیستند. این بدان معناست که اقدامات پلیسی که آزادی‌های ساکنان را به میزان چشمگیری نقض می‌کند ناقض حقوق ساکنان نیست مشروط بر اینکه متناسب با این شک و تردید معقول باشند که فرد مورد نظر در فعالیت مجرمانه شرکت داشته یا از چنین فعالیتی آگاه است. فصل سوم؛ با عنوان توطئه، شک و حقوق حریم خصوصی و سکوت؛ روابط میان خودفرمانی اخلاقی و حقوق برخورداری از حریم خصوصی و سکوت را توضیح می‌دهد. این فصل می‌گوید که توطئه مجرمانه نیز همچون نگهداری کالاهای ممنوعه خلاف است و این مساله که چگونه سوءاستفاده از حقوق حریم خصوصی و سکوت باعث می‌شود که فردی حق حفظ اسرار خویش را از دست بدهد را توضیح می‌دهد. همچنین می‌گوید دلیل اینکه دیگران نمی‌توانند نقض این حقوق و پیامدهای آن را به راحتی به سایر انواع بدرفتاری جبران کنند، آن است که توطئه اغلب برخلاف حمله و تهاجم آشکار نیست. مبنای مجموعه‌ای از حقوق افراد مظنون به ارتکاب جرم از جمله حق سکوت در طولِ بازجوییِ پلیس، ماهیت ذهنی و وابسته به شرایطِ شک، و احترامی است که حکومت لیبرال معمولا برای اتباع خویش قایل است.

آقای افشین خاکباز

مصونیت در برابر اقرار علیه خویش عنوان فصل چهارم است که می‌گوید مصونیت دربرابر اعتراف اجباری علیه خویشتن آمیزه‌ای از اقدامات تحقیقیِ ضروری حکومت است که به ناچار با نقض حقوق همراه است و همراه با احترامی است که حکومت باید قبل از اثبات جرم برای شهروندان خویش قایل باشد. به رسمیت شناختن حق سکوت در بازجویی پلیس نمایانگراحترامِ حکومتِ لیبرال به اتباعِ مشکوک به ارتکاب جرم است. از آنجا که حکومت دلیلی برای اثبات جرم متهم ندارد، نمی‌تواند با او همچون کسی رفتار کند که به دلیل توطئه یا فعالیت مجرمانه حق سکوت در طول بازجویی را از دست داده‌است. این فصل معیاری واقعی برای ارزیابی رفتار پلیس در هنگام تحقیق و بازجویی ارائه می‌دهد که بهتر از معیار حقوقیِ مبهمِ ” دادرسی عادلانه” است. فصل پنجم عنوان بازجویی پلیس نام گرفته‌است. این فصل تکنیک‌های بازجویی پلیس امریکا در دوران معاصر را توصیف می‌کند و نتیجه می‌گیرد که برخی از تکنیک‌های فریبکارانه به میزان معقولی معتبر، اثربخش و اجتناب ناپذیرند. سپس این تکنیک‌ها بر اساس معیار اخلاقِ پلیسی که در فصل‌های قبل تشریح شده ارزیابی می‌شود و تاثیرات جانبیِ احتمالیِ فریبکاری پلیس از جمله اعترافات دروغین، فساد پلیس و تیرگی روابط جامعه و پلیس بررسی می‌شود تا معلوم شود این مسایل دلیلی برای نفی تکنیک‌های بازجویی‌ای هستند که در غیر این صورت مجاز می‌بودند یا خیر.
بخش دوم شامل سه فصل است و شرایطی که در آن، ارتش یا ماموران اطلاعاتی ممکن است از اسرای جنگی متعارف یا رزمندگان گروه‌های مسلح نامنظم همچون برخی چریکها و تروریست‌هایی بازجویی کنند که با معیارهای متعارف اسرای جنگی همخوانی ندارند را بررسی می‌کند. عنوان فصل ششم زندانیان جنگی و سایر رزمندگان اسیر است. این فصل سنت جنگ عادلانه‌ی غربی را معرفی می‌کند که مبنای اخلاقیِ استدلال‌های فصل‌های بعد است. توجیه‌های اخلاقیِ ممکن برای مصونیت اسرای جنگی و بازداشتِ غیرکیفری ارزیابی می‌شوند. انواع مختلف گروه‌های نامنظم را از نظر ارتباطشان با انواع حکومت‌ها تقسیم‌بندی می‌کند و نتیجه‌گیری می‌شود. فصل هفتم بازجویی بدون تحمیل‌گری است که تکنیک‌های معاصر بازجویی ارتش آمریکا را توصیف می‌کند و آنها را بر اساس حقوق اسرای جنگی و حقوق متهمان و کسانی ارزیابی می‌کند که عضویت آنان در این گروه‌های نامنظم به اثبات رسیده است. در این فصل نویسنده می‌گوید که دلیلی ندارد به جز بازجویی برای اعمال قانون (با اعمال رویه‌های دادرسی عادلانه) و بازجویی از اسرای جنگی (که از این حمایت‌ها بی‌بهره‌اند ولی از مصونیت برخوردارند) سبک سومی از بازجویی را برای اسرای جنگی ایجاد کنیم. در فصل هشتم استدلال‌هایی را بررسی می‌کند که درباره شکنجه در طول بازجویی، که گاهی بازجویی تحمیل‌گرانه می‌نامند، مطرح می‌شود. سپس در کارآیی این اقدامات و فساد نظام‌مندی بحث می‌کند که گریبانگیر کسانی که این شیوه‌ها را به کار می‌بندند و حکومت‌هایی که مجوز صادر کرده‌اند می‌شود. براساس مدل تحمیل عادلانه که در این کتاب از آن دفاع می‌شود شکنجه مجاز نیست اما در ادامه به پیامدهای شدید کنارگذاردن این محدودیت‌های اخلاقی اشاره می‌کند.
از نظر نویسنده کتاب حاضر بیشتر رویکرد کاربردی دارد ولی به بحث‌های دانشگاهی کنونی درباره دفاع از خویش، تعهد سیاسی، رضایت سیاسی، متمم پنجم قانون اساسی، کمیسیون‌های نظامی، و حقوق رزمندگان غیر قانونیِ دشمن نیز کمک می‌کند و بنابراین، باید برای دانشگاهیان و متخصصان حوزه‌های حقوق، فلسفه، عدالت کیفری، و امنیت ملی نیز جالب باشد.

برچسب ها

فاطمه شریفیان

کارشناسی فلسفه از دانشگاه مفید قم، کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق از دانشگاه قم
  • ۲۹
    دی
    ۹۷
    معرفی کتاب “به‌سوی دانشگاه بافضیلت؛ ﻣﺒﺎﻧﯽ اﺧﻼﻗﯽ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ”
    کتاب به‌سوی دانشگاه بافضیلت؛ ﻣﺒﺎﻧﯽ اﺧﻼﻗﯽ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ به کوشش انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، انجمن فلسفۀ تعلیم و تربیت ایران و شورای عالی انقلاب فرهنگی در ۲۳۶ صفحه منتشر شد.
    دکتر بختیار شعبانی ورکی، استاد دانشگاه فردوسی و جمعی از همکارن ایشان در انجمن فلسفۀ تعلیم و تربیت ایران، این اثر جان نیکسون را به فارسی برگرداندند.
    ...
    ادامه مطلب
  • ۲۹
    دی
    ۹۷
    ما چه هستیم؟
    بدون شک یکی از ساده‌ترین و آشناترین ضابطه‌هایی که تا به حال، در زندگی با آن مواجه شده‌ایم و حتی شاید تمام تلاش‌مان را کرده باشیم تا بر اساس زندگی کنیم، عبارت است از اینکه «خودت را بشناس، با خودت صادق باش و همانطور زندگی کن که خودت می‌خواهی». حتی سقراط نیز به دنبال حکم خدایان معبد دلفی مبنی بر اینکه «خودت را بشناس» قدم در راه فلسفه‌ورزی نهاد. اما آیا این حکم ساده و آشنا همیشه درست است و در تمام شرایط می‌توان از آن پیروی کرد؟ اگر دنبال کردن آن به معنای زیرپاگذاشتن اخلاقیات و مسئولیتی که در قبال دیگران داریم باشد چه؟ دنیل کلکات، در این مقاله به کمکِ دیدگاه‌های برنارد ویلیامز در رابطه با شانس اخلاقی به تحلیل این مسئله می‌پردازد.
    ...
    ادامه مطلب
  • ۲۶
    دی
    ۹۷
    خواجه نصیر و اخلاق جنگ
    خواجه به بحث دربارۀ شرایطی می‎پردازد که در آن تدبیر شکست خورده است و حاکم ناگزیر از دست‎یازی به جنگ با هدف «خیر محض و طلب دین» است. ابهام موجود در اصطلاحات «خیر محض» و «طلب دین» آن‌ها را در معرض تفسیر آزادانه قرار می‎دهد و امکان سوءاستفاده از آن‌ها را در اختیار حکام جنگ‎طلب می‎گذارد. اما خواجه نصیر -که در عصر سلطۀ جنگاوران و قوانین سنگدلانۀ مغولان می‎زیست- با هشدار دادن به جنگاوران و فاتحان مغول در باب علل موجه و رفتار عادلانه در جنگ‎ها به دستاوردهای مهمی رسید.
    ...
    ادامه مطلب

دیدگاهی ارسال کنید



0 کاراکتر (حداکثر 500 کاراکتر مجاز است)
مشاهده دیدگاه ها ( 0 دیدگاه )
بستن
بستن