ما از اخلاق چه انتظاری داریم؟ این سوال شاید تاحدودی برای عموم مردم و یا متخصصان این رشته قابل پاسخ باشد؛ اینکه خوب بودن را به ما بیاموزد و در تنظیم روابط فردی ما با یکدیگر راهنمایی کند. اما اینکه “ما از حاکمیت نسبت به اخلاق چه انتظاری داریم؟” سوال دشوارتر و پیچیده تری است. برای درک این پیچیدگی، مثال شایع این روزها یعنی همجنسخواهی و قوانین مرتبط با آن را در نظر بیاورید؛ آیا دولت مجاز است آن را به رسمیت بشناسد و نسبت به آن قانونگذاری و ترویج انجام دهد؟ اگر آری، پس تکلیف باورهای فردی مخالفان همجنسخواهی که آن نیز یک امر اخلاقی است چه میشود؟
یا مساله سقط جنین را که نگاه کنید، کار کمی دشوارتر است؛ و در جامعه ما به خاطر ملاحظات و آراء فقهی این پیچیدگی افزایش نیز مییابد. اینکه مادر اخلاقا چه تصمیمی درباره ادامه بارداری خود بگیرد یک منظر است، اما سختتر از آن، این است که دولتها و قانونگذاران چگونه با این موارد برخورد میکنند.