
آیا اخلاق میتواند زندگی پس از مرگ را اثبات کند؟
کسی نیست که با پرسش از زندگی پس از مرگ روبه رو نشده باشد. از آنجا که پیامبران الهی و اوصیای ایشان پیغام الهی را در باره زندگی پس از مرگ به مردم ابلاغ کردهاند، در این پژوهش تلاش میشود نشان داده شود درک ضرورت این ابلاغ در نهاد هر انسانی هست و شناسایی آن تنها نیازمند آشکارسازی است؛ از این رو به روش عقلی روشن میشود نظام احسن آن گاه درک خواهد شد که هیچ بخشی از آن نادیده گرفته نشود. اگر جهان طبیعت بدون جهان پسین وارد عقل شود، در برابر پرسشهای عقل نظری به خلأ تبیین بر میخورد. این خلأ تبیین در عقل عملی حکایت دیگری دارد. عقل عملی نه تنها آدمی را به سوی فعل اخلاقی سوق میدهد و او را بدان مکلف میسازد، بلکه جهان اخلاق را در کنار جهان طبیعت قرار میدهد تا معقولیت آن را به اتمام رساند. عقل بدون جهان اخلاق و زندگی اخلاقی در پس زندگی در طبیعت نمیتواند از معقولیت عمل اخلاقی پشتیبانی تام کند. در این نوشتار میکوشیم تا با استفاده از مفاهیم اخلاقی بر ضرورت وجود جهان دیگر استدلال کنیم. این استدلال با بهرهمندی از مقدماتِ در دسترس همگان میکوشد خود را به مرتبه احتجاج برساند. نقطه عزیمت این استدلال، فهم عام از مفهوم اخلاقی «وظیفه» است.
