
دوستی و دغدغه دیگری از نگاه نوارسطوئیان
همراه با احیای دوبارۀ اخلاق فضیلت در سال 1958 بحثهای فلسفی جدیدی در حوزۀ دوستی پا گرفت. در عصر حاضر نوارسطوییان از جمله مکاتبی هستند که علاوه بر احیا و نیز جرحوتعدیل مفاهیم ارسطویی دوران باستان بر مکاتب پساارسطویی دوران باستان نیز تعمق کرده و مهمترین مطالبۀ اخلاق فضیلت را شکل دادن عقلانی احساسات، عواطف و هیجانات درونی فرد برای خوب زندگی کردن به لحاظ درونی تلقی کردهاند. مهم شمردن درونیات انسانی به این شکل سبب وارد آمدن اتهاماتی مانند خودگزینانه بودن به آنها شده است. در این مقاله، ضمن پرداختن به «دغدغۀ دیگری» به منزلۀ مؤلفهای جدید در اخلاق فضیلت نوین و بررسی اهمیت و نقش «دغدغۀ دیگری» و دوستی در سعادت انسان از منظر ارسطو و مکاتب پساارسطویی و نوارسطوییان، به این مهم پرداخته میشود که جولیا آناس در مقام فیلسوفی نوارسطویی بر چه اساسی نظریههای مکاتب باستانی در باب سعادت را آغشته به خودگزینی نمیداند، و چه جایگاه و حد مرزی برای دوستی و دغدغۀ دیگری متصور است.










