رفتن به محتوای اصلی
مقاله

آیا می‌توان اخلاق را در مباحث مالی آموزش داد؟

08 آگوست 2026محمد محسن حسن خواه

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که می‌توان اخلاق را ــ دست‌کم در مباحث مالی ــ آموخت.

نتیجۀ پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که آزمون گرفتن از مشاوران سرمایه‌گذاری دربارۀ دانش اخلاقی‌شان می‌تواند رفتار آن‌ها را بهبود ببخشد.

طبق گزارش سازمان تنظیم مقررات صنعت مالی، 000/630 نماینده و مشاور سرمایه‌گذاری به نیمی از خانوارهای آمریکایی خدمات ارائه می‌کنند. این مشاوران، در مجموع، سالانه حدود 40 تریلیون دلار دادوستد مالی را به انجام می‌رسانند.

طبق داده‌های بروکِرچِک در سابقۀ کاریِ حدود 8 درصد از این کارمندان (یعنی یک نفر از هر 12 نفر) سوءرفتار دیده می‌شود. سوءرفتار مالی از اشتباه سهویِ ساده ــ مثل آگاه نکردنِ مشتریان از خطرات احتمالیِ سرمایه‌گذاری‌شان ــ تا اتفاقات جدی‌تر ــ مثل جعل امضای مشتریان یا دزدی و کلاهبرداریِ علنی ــ را شامل می‌شود.

در سال 2018، این داده‌ها را به‌عنوان بخشی از پژوهشم دربارۀ مؤسسه‌های مالی جمع‌آوری کردم؛ این پژوهش را با کمک نویسندگانی از دانشکدۀ اقتصاد لندن و دانشگاه نوتردام انجام دادم.

کارآموزیِ قواعد و اخلاق در بازارهای مالی

از زمان رُکود بزرگ، اولویت قانون‌گذاران دولتی و فدرالْ حمایت از سرمایه‌گذاران بوده است. مثلاً نمایندگانی که در بنگاه‌های معامله‌ و دلّالی مشاوره می‌دهند، باید ابتدا مجوز مشاورۀ سرمایه‌گذاری بگیرند و در آزمون‌هایی قبول شوند.

یکی از این آزمون‌ها آزمونِ ردیف 66 است. این آزمون دو موضوع گسترده را دربرمی‌گیرد: 1ـ ویژگی‌های ابزار سرمایه‌گذاری و نظریۀ بازار سرمایه یا «محتوای تکنیکال» 2ـ قوانین مربوط به سهام و ممنوعیت‌های فعالیت‌های تجاریِ غیراخلاقی یا «قواعد و اخلاق».

به‌طور متوسط، پذیرفته‌شدگان در این آزمون تجربۀ پنج سال نمایندگی در امور مالی را دارند.

بخش قواعدِ آزمون ردیف 66 شامل این موارد می‌شود: الزامات نگهداریِ سوابق، اَشکال مُجازِ دستمزد دادن به مشاوران، و دستورالعمل‌هایی دربارۀ وقتی که مشاور به سهام سرمایه‌گذار دسترسی پیدا می‌کند.

بخش اخلاقی این آزمونْ وظایف مشاوران را به‌عنوان امین سرمایه‌گذار مورد توجه قرار می‌دهد؛ یعنی وظیفه‌شان این است ‌که براساس منافع سرمایه‌گذار پیش بروند، نه منافع خودشان.

آیا اخلاق را می‌توان آموخت؟

گرچه دهه‌هاست که چنین مجوزهایی الزامی است، مدت‌هاست که دربارۀ تأثیرگذار بودن یا نبودن آموزش اخلاق بحث و گفتگو می‌شود.

طرفداران آزمون اخلاق به رسوایی شرکت انرون در سال 2001 و کسادیِ بزرگ بین سال‌های 2007 تا 2010 اشاره می‌کنند و می‌گویند پیشینۀ بحران‌های مالی و رسوایی‌های صنفی را اغلب می‌توان در آموزش ضعیف و فقدان هنجارهای اجتماعی در این حوزه دانست.

منتقدانی همچون پیتِر دراکِر، استاد مدیریت، این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا اخلاق را می‌توان تعلیم داد؟ آیا باید آن را تعلیم داد؟ از نظر این منتقدان، برگزاری درس‌های اخلاق کسب‌وکار «عمدتاً نمایشی‌» است.

بااین‌همه، این طرز فکر معتقد است که رفتار را باورهای شخصی شکل می‌دهند و چنین باورهایی را به‌سختی می‌توان در کلاس درس شکل داد.

آموزشِ رفتار پسندیده

خوب، آیا می‌توان اخلاق را آموخت؟ طبق نتیجۀ پژوهش جدیدمان پاسخ به این سؤال «مثبت» است.

ما بر روی 2/1 میلیون نفر از نمایندگان مالی و مشاوران اقتصادی پژوهش کردیم. این‌ها افرادی‌‌اند که بین سال‌های 2007 تا 2017 در بنگاه‌های معامله و دلّالی در آمریکا مشغول به کار بوده‌اند. تمرکزمان در این پژوهش بر پیامدهای تغییر آزمونِ ردیف 66 در سال 2010 بود. این پژوهشْ نخستین تحلیل در سطح گسترده بود که دربارۀ تأثیرات آموزش قواعد و اخلاق بر رفتار در حوزۀ مالی انجام شد.

پیش از سال 2010، 80 درصد پرسش‌های آزمون دربارۀ قواعد و اخلاق بود و محتوای تکنیکال فقط 20 درصد سهم داشت. درخواست‌ها برای افزایش سهم مباحث تکنیکال مؤثر واقع شد و در سال 2010، سهم محتوای تکنیکال و قواعد و اخلاق برابر شد.

نتایج پژوهش ما نشان می‌دهد مشاورانی که آزمون پیش از سال 2010 (یعنی آزمونی با اکثریت سؤال‌ها دربارۀ قواعد و اخلاق) را گذرانده‌اند، احتمالِ سوءرفتارشان در سال‌های بعدی، 25 درصد کمتر بوده است. این پژوهش به‌زودی در مجلۀ اقتصاد مالی منتشر خواهد شد.

پرسش‌نامه‌های‌مان را طوری طراحی کردیم که دیگر مؤلفه‌های احتمالیِ مرتبط با سوءرفتار را بسنجیم، مؤلفه‌هایی از قبیل تجربۀ مشاور سرمایه‌گذاری و اعتبار بنگاه اقتصادی.

آزمونْ اثر پیش‌زمینه‌ای دارد

تأثیرات این تغییر در آزمون بر اساس تجربۀ کاری و فرهنگ سازمانی بسیار متغیّر است.

یافته‌های‌مان نشان می‌دهد که کم‌تجربه‌ترین مشاوران بیشتر تحت تأثیر کاهش سهم محتواهای مربوط به قواعد و اخلاق در این آزمون‌ قرار دارند. کسانی که پیش از آزمون نیز به‌عنوان نمایندگان مالی دچار سوءرفتار بودند، کاهش سهم محتوای اخلاقی در آزمون یا بر آن‌ها تأثیری نداشته یا تأثیرش اندک بوده است.

این نتایج نشان می‌دهد که این آموزش نقشِ به‌اصطلاح «پیش‌زمینه‌ای» ایفا می‌کند، یعنی ارائۀ زودهنگامِ محتوای مربوط به قواعد و اخلاقْ افراد را آماده می‌کند تا در آینده رفتار مناسبی از خود به نمایش بگذارند.

همچنین، بررسی کردیم که چه بر سر بنگاه‌های معامله و دلّالی‌ای آمده است که آشفتگی اخلاقی را تجربه می‌کنند، همچون جریمه‌های سنگین یا موجی از سوءرفتار. 

مثلاً شرکت وِلزفارگو بعد از فاش شدنِ تخلف‌هایش در سال 2016، با جریمه و تعقیب حقوقی مواجه شد، چون میلیون‌ها حساب کاربری جعلی درست کرده بود تا حق‌الزحمه بگیرد و مشتری جذب کند.

وقتی نقض قوانین شرکت وِلزفارگو به تیتر اول اخبار تبدیل شد، بسیاری از مشاورانِ سرمایه‌گذاری به نشانۀ اعتراض از این بنگاه اقتصادی استعفا دادند. با بررسی مشاوران سرمایه‌گذاری این شرکت، می‌یابیم که قبول‌شدگان در آزمون قدیمی‌تر ‌که اکثریت در آن با محتوای اخلاقی بود، به‌احتمال زیاد همکاری‌شان را با این شرکت پس از انتشار خبر این رسوایی قطع کردند.

کارکنان اغلبْ نشانه‌های اولیۀ تخلف شرکت‌شان را می‌بینند، نشانه‌هایی همچون رویۀ فروش متهورانه، برخورد نکردن با سرپیچی‌ها از مقررات و استخدام افرادی که سابقۀ سوءرفتار دارند. ارزیابی رسوایی‌های بزرگ بنگاه‌های معامله و دلّالی روند جالب‌ دیگری را پیشِ روی ما قرار می‌دهد: انحرافِ هرچه بیشترِ مشاوران از قواعد و اخلاق در یک سال، احتمال رسوایی مفتضحانۀ آن شرکت را در سال بعد افزایش می‌دهد.

اخلاق اهمیت دارد

چه‌بسا افزایش سهم محتوای تکنیکال در آزمون منافع بسیاری داشته باشد. مثلاً ممکن است مشاوران سرمایه‌گذاری پیشنهادهای بهتری را به مشتریان خود ارائه کنند (البته پژوهش ما این موضوع را ارزیابی نکرده است).

بااین‌حال، می‌توان گفت کسانی که با دقت بیشتری از آن‌ها آزمون اخلاق گرفته شده است، احتمالش کمتر است که کارشان به سوءرفتارهای ادامه‌دار برسد. همچنین، کمتر احتمال دارد که با رسوایی‌های شرکت‌شان کنار بیایند.

خبرنامه

خبررسان اخلاق

نام و ایمیل خود را وارد کنید تا تازه‌ترین مطالب خانه اخلاق‌پژوهان جوان را دریافت کنید.