God of justice: A study in the ethical doctrine of the Qur'an

گزارشی از کتاب «خدای عدالت؛ تحقیقی پیرامون نظریه اخلاقی قرآن»

مقایسۀ تطبیقی میان دیدگاه اخلاقی قرآن و دیدگاه مسلمانان دربارۀ خدا

داود رهبر (۲۰۱۳-۱۹۲۶) متفکر گمنام پاکستانی است که در دانشگاه کمبریج و زیر نظر کسانی چون نیکلسون و ادوارد برون مدرک دکترای خود را دریافت کرد. او عربی، فارسی، اردو و انگلیسی را بخوبی می­دانست و در مطالعات تطبیقی ادیان متخصص بود. از جمله آثار درخشان او کتاب «خدای عدالت: مطالعه­ای پیرامون دیدگاه اخلاقی قرآن» است که در سال ۱۹۶۰ منتشر شد. او در این کتاب می­کوشد پاسخی درخور به این پرسش بدهد که خدای قرآن کیست؟ «خدای قرآن، خدای عدالت و خدای اخلاق است » این پاسخ او به این پرسش است.

ذخیره

نویسنده در این کتاب به مقایسۀ تطبیقی دیدگاه قرآن و دیدگاه مسلمانان دربارۀ خدا می پردازد. او دو نگاه رائج در باب خدا را مطرح و معتقد است هر دوی آنها با خدای قرآن متفاوت است. در نگاه نخست که با جدیت توسط پرفسور پالمر دنبال می­شود خدا، موجودی است که با  ۹۹ صفت زیبا شناخته می­شود. صفاتی همچون هادی، مضل، متکبر، خاشع، مقدم، موخر، اول، آخر، ظاهر، باطن و... . رهبر معتقد است شناخت خدا با این ۹۹ صفت باعث این تصور از خدا می شود که خدای متعال، خدایی دمدمی مزاج و هوس باز است. معلوم نیست که این خدا در نهایت شدید العقاب است یا ارحم الراحمین و با ما چگونه رفتار می­کند؛ به لطف و رحمت یا با خشم و غضب. البته منظور او این نیست که توصیف خدا با این ۹۹ صفت امری غلط است و باید ممنوع شود بل این اوصاف را فراتر از قرآن و با خدای قرآن متفاوت می­داند. او در امکان استنباط همه این ۹۹ صفت از قرآن تردید داشته و معتقد است حتی در صورت امکان چنین استنباطی نباید متافیزیکِ سنگینی را برای فهم آنان خرج کرد.

او در این کتاب می­کوشد پاسخی درخور به این پرسش بدهد که خدای قرآن کیست؟ «خدای قرآن، خدای عدالت و خدای اخلاق است » این پاسخ او به این پرسش است. نویسنده در این کتاب به مقایسۀ تطبیقی دیدگاه قرآن و دیدگاه مسلمانان دربارۀ خدا می پردازد.

نوع دوم تصور خداوند، خدایی است با صفاتی مربوط به ذات و صفاتی مطلق. در این دیدگاه خداوند دارای اوصافی مربوط به ماهیت، نظیر واجب الوجود، بسیط الحقیقه و... و نیز صفات مطلقی همچون علم مطلق، قدرت مطلق و... است. اما لازم است توجه کنیم که این مفاهیم، مفاهیمی یونانی هستند که از طریق نهضت ترجمه وارد دنیای اسلام شده و محتوای جدیدی را بوجود آوردند. فهم این معانی و اوصاف بسیار  مشکل است؛ این درحالی است که خدای قرآن، خدایی است قابل فهم و درک شدنی برای همگان. علت اینکه این مفاهیم وارداتی چنین در میان امت اسلامی مقبول افتاد دو امر بود: ۱. از سویی این مفاهیم همسو با دیدگاه مسلمانان درباب خدا بود؛ این اوصاف ضد بت پرستی بوده و شباهتی به اوصاف انسانی نداشت و همین دو خصوصیت بس خوشایند اندیشمندان مسلمان قرار گرفت ۲. از سوی دیگر در سرزمین­های اسلامی گناه، همواره جرم نیز محسوب شده و شخص به سبب گناهِ مرتکب شده، هم در دنیا توسط حکومت و هم در آخرت، توسط خداوند مجازات می­شد. به همین منظور برای فروکاستن از شدت این مجازات­ها ایده عدالت به عنوان شاخص­ترین صفت خداوند رفته رفته کم رنگ شد و جای خود را به ایدۀ ذات، ماهیت و صفات مطلق داد. البته اینگونه نبود که تمام امت اسلامی اطلاق این صفات را بپذیرند بلکه مخالفت­هایی نیز با آن صورت گرفت؛ همچون معتزلیان که قدرت مطلق خدا و دخالت او در افعال انسانی را منکر شدند.Daud Rahbar

تا اینجا رهبر ما را تا نیمی از راه آورده است. او نشان داد که خدای قرآن نه خدایی با ۹۹ صفت و نه خدای یونان و نه چیز شبیه اینها است. اما به راستی خدای قرآن چیست؟ رهبر معتقد است اگر با رعایت شرائط و اصول درست به سراغ قرآن برویم، می­­توانیم به روشنی پاسخ این پرسش را بیابیم. برای اینکه پاسخ را از قرآن دریابیم باید به این نکات توجه داشته باشیم تا دچار فهم خطا نشویم:

  1. قرآن درصدد آن نیست تا ذات و ماهیت الله را به بشریت معرفی کند. بلکه نسبت به این اوصاف سکوت کرده است. مسلمانان قرن نخست نیز چنین توقعی را از قرآن نداشتند و اندیشه آنان درباب خدا و چیستی او بکلی با خدایی که علماء و اندیشمندان اسلامی معرفی می­کنند متفاوت است.
  2. برای تفسیر قرآن نباید نزول تدریجی قرآن و وحی را از یاد ببریم؛ نباید با قرآن بگونه­ای رفتار کنیم که گویی دفعتا نازل شده است. بعلاوه همگان متفق­اند که نسخه های قرآن سالها بعد از وفات پیغمبر تهیه شده و ترتیب صور قرآن کاملا مطابق با واقعیت نزول آنها نیست. براین اساس اگر این سیر تدریجی را در نظر بگیریم قرآن می­تواند خود، آیات خود را تفسیر کند.  
  3. نباید همچون بسیاری از اندیشمندان و مسلمانان، اندیشه خود را به قرآن تحمیل کنیم. بسیاری از افراد  قبل از آمدن به سراغ قرآن، دیدگاههای فلسفی، اخلاقی، کلامی، سیاسی و... خود را پذیرفته و سپس در قرآن به دنبال آیات همسو با دیدگاه خود می­گردند. اوج این روش را اقبال لاهوری بکار بست به گونه­ای که برای نظریات فلاسفه و حتی نسبیت انیشتین نیز آیه می­یافت. رهبر در ادامه می­گوید: چرا برخی گمان می­کنند ما باید آخرین نظرات مطرح در علوم را بخوانیم و آیات قرآن را بر آنها حمل کنیم؟ آیا این معنای ایمان به قرآن است؟ احترام راه داوود رهبر بعدها توسط ایزوتسو پی گرفته شدبه قرآن و راه صادقانه آن است که تلاش کنیم حقیقت را از خود آیات کتاب عزیز بدست آوریم و جای پای مطمئنی برای آیندگان فراهم کنیم، نه اینکه قرآن را بر اساس نظریاتی که چند دهه بیشتر دوام نمی­آورند توجیه و تأویل کنیم. او در ادامه ریشۀ اختلافات مذهبی و فرقه­های متعدد که حکم به تکفیر یکدیگر می­رانند را در تحمیل عقائد و باورهای پیشتر پذیرفته شده خود، بر قرآن می­داند. توجه به این نکته لازم است که داود رهبر این سخنان را در حدود ۶۰ سال پیش مطرح کرده است. همان زمانی که برخی همه چیز را در قرآن می­جستند و حتی آیاتی از قرآن را در تأیید نظریه تکامل می­خوانند. کسانی که عمری بر چنین تفکراتی اصرار داشته و پس آنکه تفکراتشان سنگ بنای بسیاری از حرکت­ها شد، سرانجام با نوشته­هایی نظیر «آخرت و خدا (تنها) هدف رسالت انبیاء» به روش خطای خود اذعان کردند.
  4. برای تفسیر درست باید زمانه پیامبر را به درستی درک کنیم و بستر نزول وحی را به خوبی بشناسیم. مکۀ نبوی نه آتنِ ارسطویی است و نه بغدادِ عباسی.

اگر آنچه گفته شد را رعایت کنیم و سپس به مطالعه قرآن بپردازیم درمی یابیم که خدای قرآن چیزی جز خدای عدالت نیست. خدای قرآن، خدایی سخت پایبند به عدالت است که هر آنچه بندگان در این دنیا کرده­اند را به نیکویی در قیامت پاسخ می­دهد. عدالت یک مفهوم اخلاقی است و خداوند در قرآن با یک مفهوم اخلاقی به بشر معرفی می­شود. همین عدالت ورزیِ خداست که انگیزۀ اصلی ایجاد و رشد رفتار فضیلت­مندانه در انسان می­شود؛ ترس از خدایی سخت عادل، شخص را به رعایت اخلاق وا می­دارد، نه خدایی هوس باز و دمدمی مزاج.

علی رغم گمنامیِ داود رهبر، راه او اما بی رهرو نماند و بعدها توسط ایزوتسو پی گرفته شد. ایزوتسو در کتاب «خدا و انسان در قرآن» به رسم امانت، یادی از داود رهبر کرده و وام داری خود از او را، با ارجاع به کتاب خدای عدالت، متذکر می­شود.

روشن است که در مقابل رهبر، برخی دیگر با تکیه بر ایده­هایی چون بطون قرآن و یا توحید العوام و توحید الخواص و... اندیشه او را به سخره گرفته و آن را ساده اندیشانه بخوانند. اما حقیقت آن است که رهبر دست کم می­تواند برای برخی از کسانی که اندیشه­شان در گورِ سرد اندیشۀ دیگران نمرده است، دغدغه ایجاد کند. اینکه آیا خدای قرآن، همان اوصاف واجب الوجود، بسیط الحقیقه، فاعل بالعنایه و ... را داراست؟ فراتر اینکه آیا علوم اسلامی واقعا اسلامی هستند؟ آیا کلام اسلامی در مقابل اندیشۀ یونانی تسلیم نشده است؟ آیا اگر یونان را از اخلاق اسلامی برگیریم چیزی جز نصایح و خصال از آن باقی می مانند؟


بالا
+۲۷

نظرات