در خانه اخلاق پژوهان جوان بررسی شد؛

چگونه روش نقلی را در اخلاق اسلامی به سرانجام برسانیم؟

نوزدهمین جلسه از سلسله جلسات خانه اخلاق پژوهان جوان در تاریخ یکشنبه ۴ بهمن ماه برگزار شد. در این جلسه دکتر محمد فتحعلی خانی، رئیس پژوهشکده علوم اسلامی درباره این موضوع که چگونه روش نقلی را در مطالعات اخلاق اسلامی به سرانجامی برسانیم به ایراد سخن پرداخت. در ادامه خلاصه ای از سخنان ایشان خواهد آمد.

ذخیره

چگونه روش نقلی را در اخلاق اسلامی به سرانجام برسانیم؟

  1. تلقی ما از هر دینی، به ویژه اسلام، این است که آموزه های اصلی آن مباحث اخلاقی است. یک بحث این است که ببینیم چگونه به صورت روشمند می توان از کتاب و سنت مباحث اخلاقی دین را استخراج کرد.

 

  1. اما بحث دیگر - که زیر بنای بحث اول است - این است که آیا اصولا می توان آموزه های اخلاقی را از گزاره های دینی استخراج کرد؟ ممکن است کسی بگوید اخلاق نیز مانند علوم تجربی است. و همانطور که مثلا در علم فیزیک راجع به ماده و انرژی و نور و... مباحث و مکاتبی ایجاد شده است، و نمی توان از متن دینی می توان انتظار داشت که به ما درباره صحت و سقم این مکاتب مطالبی ارائه دهد، درباره اخلاق نیز نمی توان چنین انتظاری داشت.
     

بعید نیست که کسی انتظار داشته باشد همانطور که اخلاق سکولار و غیر مقید به دین داریم، اخلاق دینی هم داشته باشیم. این در حالی است که درباره فیزیک چنین مفاهیمی در دین یافت نمی شود

  1. برای پاسخ به این سؤال نزدیک ترین راه این است که به خود متن مراجعه کنیم و ببینیم آیا با این مفاهیمی که در فیزیک وجود دارد و یا مفاهیمی شبیه آن چیزی آمده است یا نه (مولکول، انرژی و...). همین پرسش را در مورد موضوعاتی که در علم اخلاق مطرح است، مطرح می کنیم و می بینیم بسیاری از موضوعات اخلاقی در آیات و روایات آمده است؛ پس بعید نیست که کسی انتظار داشته باشد همانطور که اخلاق سکولار و غیر مقید به دین داریم، اخلاق دینی هم داشته باشیم. این در حالی است که درباره فیزیک چنین مفاهیمی در دین یافت نمی شود.
     
  2. اگر پژوهش عقلانی اخلاقی ما در مورد موضوعی حکمی داشت و پژوهش دینی ما نتیجه دیگری داد چه باید کرد؟ چنانچه آموزه های دینی معارض با آموزه ای علمی وجود داشته باشد کدام مقدم هستند؟
     

در این جا ما باید مقدمتا بگوییم که بحث دینی درباره اخلاق را می توان از دو جنبه لحاظ کرد:                                

الف - گاهی موضوعات اخلاقی را با محمولات فقهی می سنجیم مثلا صدق را با وجوب و حرمت و... (احکام خمسه) می سنجیم. در این صورت ما می توانیم در کنار کتاب الصلاة و کتاب الزکاة، کتاب الأخلاق هم داشته باشیم.                         

ب - اما بحث مهم تر: اخلاق کاربردی اسلامی که یک بخش مهم آن تعادل و تراجیح احکام اخلاقی و نیز تألیف نظام اخلاقی اسلامی است. یعنی برای تعادل و تراجیح احکام اخلاقی باید قائل باشیم که می توان از دین نظام اخلاقی ایجاد کرد. چرا که در سایه نظام است که هر موضوع جایگاه خود را پیدا می کند و در تزاحمات، مرتبه اهمیت آن هویدا می گردد.

  1. پس از روشن شدن مقدمات بالا ممکن است کسی در مقام تعارض حکم اخلاقی عقلی و حکم اخلاقی دینی بگوید اصلا دین مباحث اخلاقی ندارد.(همانطور که در بحث تعارض علم و دین نیز چنین کلامی گفته شده است) و ممکن است کسی دین را شامل اخلاقیات هم بداند که باید در صدد رفع تعارض برآید. مثلا اگر در روایتی صحیح السند و قوی الدلالة که در مقام بیان بوده است راجع به موضوعی محسوس، امری خلاف بدیهیات حسی را بیان کند چه می کنیم؟ طبیعتا آن را کنار می گذاریم. این مثال گر چه فرضی است اما به ما می فهماند که برای هر موضوع و محمول روش و متدولوژی اصیل خود را دارد که اگر چیزی بر خلاف آن بود، آن را قبول نمی کنیم و یا اگر توانستیم آن را توجیه می کنیم؛ بنابراین موضوع و محمول ها، روش را به ما دیکته می کنند.

 

اگر در روایتی صحیح السند و قوی الدلالة که در مقام بیان بوده است راجع به موضوعی محسوس، امری خلاف بدیهیات حسی را بیان کند چه می کنیم؟ طبیعتا آن را کنار می گذاریم

توضیح آن که: در روش شناسی(روش های معرفتی) هر روشی در نهایت یک درجه ای از ظن و یا یقین به ما می دهد؛ مثلا می گوییم با روش شناسی عقلی به ۸۰ درجه از ظن رسیدیم و با روش شناسی نقلی به ۷۰ درجه از ظن رسیدیم. ادعای ما این است که قبل از رجوع به میزان ظن و یقین، باید به این مسأله هم توجه داشت که هر موضوعی یک ذاتی دارد که با توجه به آن ذات، روش معرفت شناسانه آن انتخاب می شود. مثلا روش مباحث ماورایی غیبی - مثل بهشت و جهنم – اصولا نقلی و وحیانی است و ظنی که از راه نقل در این زمینه برای ما حاصل می شود بسی ارزشمند تر است از ظنی که از راه عقل حاصل می شود از این رو در تعادل و تراجیح ظنون ناشی از روش های مختلف، باید یکی از پارامتر های ما این باشد که آیا هر کدام از این ظنون از متدولوژی اصیل این موضوع ناشی شده است یا از سایر متد ها؟

 

  1. پس چه چیز باعث می شود که ما در علوم عقلانی به دین رجوع کنیم؟ به عبارت دیگر اگر متد اصلی در مباحث اخلاقی همان عقل است چه نیازی برای رجوع به دین داریم؟

پاسخ آن است که دلیل رجوع ما به متن، استمداد از متن است برای دفع خطاهای احتمالیِ موجود در روش اصیل. به هر میزان ما احتمال خطای بیشتری بدهیم نیاز ما به رجوع کردن به دین بیشتر خواهد شد. همان طور که در مباحث تجربی نیز – با آن که متدولوژی اصلی آن دینی نیست به متون دینی نیز رجوع می کنیم؛ چرا که می توان از متن دینی برای نظریات تجربی الهام گرفت و هر قدر احتمال خطا در علم تجربی بیشتر باشد نیاز به رجوع به این گونه متون بیشتر رخ می نماید.
 

  1. سؤال: چرا وقتی ما قید اسلامی را برای هنر(مثلا خط ثلث و کاشیکاری و...) می آوریم دغدغه ی یافتن روش اصیل و متدلوژی مخصوص به هنر را نداریم؟

هر موضوع و محمول روش و متدولوژی اصیل خود را دارد که اگر چیزی بر خلاف آن بود، آن را قبول نمی کنیم و یا اگر توانستیم آن را توجیه می کنیم؛ بنابراین موضوع و محمول ها، روش را به ما دیکته می کنند

مقوله ی هنر مقوله ای معرفتی نیست بلکه بیشتر مقوله ای احساسی است و بحث ما در مقولات معرفتی( مثل وحدت وجود و علوم تجربی و....) است. آری اگر کسی قائل باشد گزاره های اخلاقی صرفا برای ابراز احساسات و عواطف است و جنبة معرفتی ندارد و هدف دین از بیان این گزاره ها، تحریک احساسات و عواطف برای التزام به این گزاره ها است – لاجرم مقوله اخلاق را نیز - مانند مقوله هنر- غیر معرفتی دانسته است ولی حق، آنست که گزاره های اخلاقی دارای ارزش و بار معرفتی هستند.
 

  1. اگر ما – پس از روشن شدن مباحث زیر بنایی فوق - توانستیم اصولی برای استخراج مباحث اخلاقی ارائه دهیم، آن گاه فقیه نیز خواهد توانست از این اصول کمک بگیرد و در استنباط خود - همان طور که ملاحظات علم تجربی را رعایت می کند - دستاورد های اخلاق را نیز مورد لحاظ قرار خواهد داد.

 

  1. سؤال: آن چه شما بیان کردید راهکار عملی به ما نمی دهد. چرا که بدست آوردن نظام اخلاقی اسلامی عملا غیر ممکن است زیرا ما هستیم و نصوص شرعی که فقها براساس حجیت ظواهر- از آن استنباط می کنند و اصلا بحث از درصد این ظن و آن ظن در کار نیست.
     

اولا بحث ما تاریخی نیست و اصلا کار به عملکرد و برداشت علمی فلان فقیه و یا محدث و یا عالم اخلاقی نداریم. بحث ما از الزامات نفس الامری نظام اخلاق اسلامی است.

ثانیا بدست آوردن چنین نظامی امری ممکن است. چرا که ما برای حکم به تعادل و تراجیح مباحث اخلاقی چند راه پیش رو داریم که لاجرم باید یکی از آنها را انتخاب کنیم:

متدولوژی خاص هر موضوع، نافی رجوع به متن دینی نیست و به هر میزان احتمال خطا در آن متد وجود دارد نیاز به رجوع به متن دینی بیشتر رخ می نمایاند. 

  • - نظریه گرایی: یعنی از بالا به پایین نگاه کنیم (نظریات بالاتر از اخلاق هستند و از جنس اخلاق نیستند) مثلا طبق مسلک فایده گرایی بگوییم ملاک در عمل اخلاقی آن است که بیشترین فایده را برای بیشترین افراد جامعه داشته باشد. طبعا این روش در دین جواب نخواهد داد چرا که بیان قاعده های کلی نیاز به اثبات دارد و هماهنگی آن با تمام گزاره های دینی امری بسیار مشکل است.
     

ب-استقرار محوری: از پایین به بالا؛ یعنی تمام گزاره های جزیی را جمع آوری کنیم تا سرانجام به قاعده هایی کلی دست پیدا کنیم این کار هم بسیار دشوار است و معلوم نیست بتواند ما را به هدف برساند.
 

ج- اصل گرایی: یعنی از شریعت، اصولی را استخراج کنیم و با کمک این اصول، حکم موضوعات جزیی اخلاقی را بدست آوریم و البته بدست آوردن اصول اخلاقی از شریعت اسلام، کار چندان مشکلی نیست. بهترین روش همین روش است که راه میانه ای است بین دو راه بالا.

باید در نظر داشت که پیدا کردن اصول مسلم اخلاقی می تواند به فقیه در استنباط احکام کمک کند همان گونه که از اصول مسلم علوم تجربی در استنباط فقهی کمک می گیرد.

 

در نتیجه:

  1. گزاره ها به مناسبت موضوع و محمولاتشان متدولوژی هایی را در اولویت قرار می دهند.
  2. متدولوژی خاص به هر موضوع، نافی رجوع به متن دینی نیست و به هر میزان احتمال خطا در آن متد وجود دارد نیاز به رجوع به متن دینی بیشتر رخ می نمایاند.
  3. قبل از ارائه بحثی روشمند برای استخراج نظام اخلاقی دین، باید مقدمتا درباره بسیاری از مباحث بنیادین فلسفه اخلاقی بحث کرد تا بتوان قضاوت کرد که آیا اخلاق دینی داریم یا نه.
بالا
+۹۴

نظرات