گزارشی از کارگاه ۳۴ فلسفه اخلاق

مفهوم صداقت و کمال؛ بررسی رابطه میان این دو

دکتر رضا اکبری در جمع اخلاق پژوهان جوان

سی و چهارمین کارگاه فلسفه اخلاق، با موضوع صداقت و کمال و بررسی رابطه میان این دو مفهوم در خانه اخلاق پژوهان جوان و با حضور دکتر رضا اکبری برگزار شد. دکتر رضا اکبری عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع) و عضو هیات تحریریه دو فصلنامه پژوهش های هستی شناختی می باشند. ایشان مقالات و درس گفتارهای متعددی در زمینه معرفت شناسی خصوصا معرفت شناسی فضیلت دارا هستند. این نشست شنبه ۱۴ اسفندماه ۱۳۹۵ ، و با حضور علاقه مندان در محل خانه اخلاق برگزار گردید
قبل از ارائه ایشان حجت الاسلام محمدصادق روحانی کتاب تازه ترجمه شده تامس نیگل بنام "امکان دیگر گزینی" را معرفی نمودند. (گزارش کتاب ایشان از می توانید از اینجا مطالعه کنید)

ذخیره

خلاصه ای از آنچه در این نشست مورد گفتگو قرار گرفت :

آقای اکبری در ابتدا ریشه مفهوم صداقت و کمال را مورد بررسی قرار دادند. ایشان تصریح کردند کلمه ی صداقت و کمال هر دو ترجمه هستند. صداقت ترجمه ی کلمه sincerity و کمال را هم در ترجمه ی تمیم که یک کلمه ی عبری است به کار می برند. و هر دو این کلمات در تورات به کرات استفاده شده اند. در لغت نامه های مشهور عبری کلمه تمیم به معنای integrity و کامل بودن است. و برای معادل کلمه sincerity هم صداقت و صَدَقَ را به کار می برند. در یک قسمت از کتاب مقدس برای تمیم از کلمه sincerity استفاده شده است و این دو کلمه به یک معنا به کار رفته است. این زمینه ای برای من شد که تأمل کنم که چه ارتباطی بین مفهوم تمیم که به کمال ترجمه کردم و مفهوم sincerity که به صداقت تعبیر می شود وجود دارد. برای این کار ابتدا به ریشه شناسی کلمه ی sincerity پرداختم که ریشه ای لاتینی دارد و از ریشه ی crescere به معنای grow است که در فارسی می توان به رشد یافتن یا رشد دادن به خود یا به خود بالندگی ترجمه کرد. و از طرف دیگر کلمه تمیم و معادل گذاری هایی که صورت گرفته باعث شد تأملی در این داشته باشم که چه ارتباطی میان مفهوم صداقت که معادل sincerity است و کمال که معادل تمیم است می تواند وجود داشته باشد.

دکتر اکبری برای رسیدن به هدف خود روش مناسب را تحلیل فلسفی دانستند. برای تحلیل فلسفی پرسش صداقت چیست باید ابعاد مختلفی که برای انسان قابل تصور است را دسته بندی کنیم. در یک دسته بندی می توان دو بعد فردی و اجتماعی انسان را از هم متمایز کرد و دسته بندی دیگر می تواند مربوط به مؤلفه هایی باشد که برای انسان به کار می بریم، که عبارتند از بعد معرفتی که مربوط به باور سازی است، بعد رفتاری و بعد عاطفی. بنابراین با فرض این دو گانه می توان جمله این شخص فرد صادقی است را به شش جمله تحلیل کرد و این سه گانه را یک بار در بعد فردی و یک بار در بعد اجتماعی مدنظر قرار داد و در مورد هر کدام جداگانه اظهار نظر کرد. به منظور اظهار نظر در مورد هریک از این مؤلفه ها باید سه مفهوم را از هم متمایز کرد؛ مفهوم دانستن، مفهوم داوری کردن و مفهوم تلاش کردن. وقتی گفته می شود فردی نسبت به باورهای خودش صادقانه رفتار می کند به نظر می رسد او سه کار را انجام می دهد؛ نسبت به باورهای خودش اطلاعات خوبی دارد، نسبت به باورهای خودش داوری خوبی دارد و تلاش می کند داشته هایش را تقویت کند و نداشته ها را به دست آورد. بنابراین این جمله که شخصی به لحاظ فردی نسبت به باورهای خودش فرد صادقی است یعنی در سه عرصه ی دانستن، داوری کردن و تلاش کردن خوب عمل می کند و این خوب عمل کردن یعنی در عرصه ی باورهایش خود را بالنده و کامل تر می کند. بنابراین وقتی در مورد صداقت در عرصه ی باورها به لحاظ جنبه ی فردی کسی متصف به صداقت می شود که در مسیر کمال باشد و فضیلت هایی در او شکل می گیرد و رذیلت هایی را از خود دور می کند. در بعد عاطفی هم این سه گانه شکل می گیرد زمانی فرد در بعد عواطف صادقانه عمل می کند که عواطفش را خوب بشناسد، نسبت به داشته ها و نداشته های عاطفی خود داوری مناسب داشته باشد و تلاش کند در مسیر به دست آوردن عواطف مثبت حرکت کند و عواطف منفی را از خود دور کند. همین تلفیق دانستن، داوری کردن و تلاش کردن در مرحله ی صداقت در عمل نیز وجود دارد. به طور خلاصه در مورد حیطه ی فردی می توان گفت هنگامی تعامل صادقانه با خودم دارم که باورها، عواطف و رفتارهای خودم را از سه قالب دانستن، داوری کردن و تلاش کردن عبور دهم و هدف من این است که در مسیر کامل شدن قدم بردارم به عبارت دیگر این جا به مفهوم استکمال نزدیک می شویم.

ایشان در ادامه تصریح کردند: در بعد اجتماعی هم صادقانه عمل کردن را می توان در سه قالب به کار برد. صادقانه عمل کردن نسبت به باور های دیگران، صادقانه عمل کردن نسبت به عواطف دیگران و صادقانه عمل کردن نسبت به رفتارهای دیگران. این جا به اعتبار جنبه ی اجتماعی یک رابطه ی دو سویه داریم آن چه من نسبت به آن ها انجام می دهم و آن چه آن ها انجام می دهند و من می خواهم عکس العمل نشان دهم. مسأله دانستن، داوری کردن و تلاش کردن را در حیطه ی اجتماعی هم داریم. کسی به لحاظ معرفتی با دیگران تعامل صادقانه دارد که نسبت به آن ها داوری مناسب داشته باشد و می توان گفت استخفاف معرفتی، استضعاف معرفتی و استکبار معرفتی نداشته باشد. همچنین اگر من نسبت به باورهای دیگری حسادت معرفتی یا بخل معرفتی داشته باشم با دیگران تعامل صادقانه ندارم و از طرف دیگر باید سخاوت معرفتی و اعتماد معرفتی وجود داشته باشد. بنابراین شبکه ای از فضایل و رذایل شکل می گیرد. در عرصه ی عواطف هم فردی به لحاظ عاطفی در تعامل با دیگران صادق است که عواطف دیگران را بشناسد، آن ها را به درستی مورد داوری قرار دهد و تلاش کند بهترین عمل را در عرصه ی عواطف انجام دهد، داشته های خود را افزایش دهد و نداشته های خود را به دست آورد. و همین طور در عرصه ی رفتار هم باید شناخت مناسب، داوری مناسب و تلاش مناسب وجود داشته باشد. بنابراین به لحاظ اجتماعی هم با یک نوع استکمال مواجه هستیم. فرد کمالی را در ذهن خود ترسیم می کند و تلاش می کند به آن کمال دستردکتر رضا اکبریسی پیدا کند. با این تعریف می توانیم علاوه بر صداقت فرد از صداقت جامعه هم صحبت کنیم و جامعه را هم متصف به صداقت کنیم. در متون مقدس هم جوامع متصف به صفاتی شده اند. به نظر می رسد می توانیم صفاتی را به جامعه نسبت دهیم فارغ از این که جامعه را کل اعتباری بدانیم یا کل حقیقی. با این توضیح، صادق گویا فرد یا جامعه ای است که تلاش می کند خود را به لحاظ باور سازی و جنبه های عاطفی و رفتاری از سه منظر دانستن، داوری کردن و تلاش کردن کامل تر کند. بنابراین مفهوم صداقت با استکمال پیوند داده شد. بعنی فرد صادق فردی است که تلاش می کند خود را کامل کند اما برای این هدف نیازمند این است که ابتدا داوری مناسب داشته باشد، و قبل از داوری نیازمند این است که دانسته های مناسب داشته باشد.

آقای اکبری در ادامه پرسشی را مطرح کردند: آیا می توانیم بگوییم صداقت باعث کمال می شود یا کمال باعث صداقت می شود یا این دو رابطه ی دو سویه دارند؟ برای پاسخ از مفهوم استعاره ذهنی می توان استغاده کرد. گاهی در عالم واقع حقیقتی داریم که به اعتبارات مختلف مفاهیم مختلفی استفاده می کنیم ما با ابعاد ذهنی خودمان مفهوم سازی می کنیم. ساختار ذهن ما از یک حقیقت واحد مفاهیم مختلف انتزاع می کند، هرکس به واقعیت از یک منظر نگاه می کند و از منظری که خودش با آن آشناتر است لفظ وضع می کند. به نظر می رسد رابطه ی کمال و صداقت هم همین طور است، این ها یک حقیقتند اما دو جور مفهوم سازی کردیم، یک مفهوم به حقیقت از منظر آن چه که هست نظر دارد و دیگری به حقیقت از منظر آن چه صیرورت دارد. کلمه sincerity به صیرورت و استکمال اشاره می کند و تمیم به همان حقیقت واحد به اعتبار آن چه که من به آن رسیدم اشاره دارد.

ایشان در پایان برای تکمیل بحث به نکاتی اشاره کردند. نکته اول این که مفهوم صداقت و کمال مفاهمیم مشکک هستند و نسبت به زمینه حساسند. صداقت و کمال مشکک هستند و صداقت برای هرکس اقتضائات متفاوت دارد. و perfectness  که در این جا مطرح می شود خدا نیست، بالاترین مرتبه مرتبه ی الهی است ولی من می توانم نسبت به مرتبه ی خود درجه ای از کمال را داشته باشم. و همچنین این دو مفهوم نسبت به زمینه حساسند و به طور مثال صداقت در هر زمینه ای به گونه ای متفاوت بروز پیدا می کند و من باید بدانم در هر زمینه چه رفتار یا چه عاطفه ای از خود بروز دهم که تعامل صادقانه داشته باشم. نکته ی دوم این است که بحثی که من این جا مطرح کردم نه در مورد معرفت شناسی اخلاقی است و نه در مورد روان شناسی اخلاقی، بحث من معناشناسانه بود. من این جا در مورد معنای صداقت و ارتباط این مفهوم با کمال صحبت کردم.

 

این جلسه به پرسش های حضار و پاسخ آقای دکتر اکبری اتمام یافت.

برچسب‌ها: 
بالا

نظرات