تلاشی بی فرجام

معرفی و نقدی کوتاه بر کتاب «روانشناسی مدرن و حقیقت فراموش شده انسان»

مکاتب زنده روانشناسی دنیا با چه نقدهایی مواجهند؟ آیا پیشنهادی برای رفع نواقص این مکاتب وجود دارد؟ چه تلاشی در این زمینه شکل گرفته است؟ آیا این تلاش‌ها می‌تواند مشکلات و آسیب‌های روانشناسی مدرن را مرتفع کند؟
کتاب روانشناسی مدرن و حقیقت فراموش شده  انسان نوشته آقای شهریار زرشناس  می‌تواند جواب‌هایی برای این سؤالات در اختیار ما بگذارد.

ذخیره

این کتاب در سال ۱۳۹۲ به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، دفتر نشر معارف در قم با تیراژ  ۲۰۰۰نسخه به چاپ رسید. البته این کتاب با عنوان حقیقت فراموش شده انسان: جُستارهایی از نقد روان‌شناسی مدرن پیش از این در سال ۱۳۸۷ به همت کتاب صبح به چاپ رسیده بود.

معرفی نویسندهشهریار زرشناس .نویسنده کتاب
شهریار زرشناس (۱۳۴۴ ـ ش.) متولد تهران است و در یوگسلاوی به تحصیل فلسفه و روانشناسی پرداخت ولی به عللی تحصیل خود را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت. او ـ که عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است ـ در این سال‌ها همیشه در قامت منتقد نسبت به مدرنیته و ظواهر آن در کشورمان ظاهر شده است و چندین کتاب، مقاله، مصاحبه و مناظره از او در این رابطه تا کنون به دنیای نشر وارد شده است.

درباره کتاب
این کتاب ۱۱۱ صفحه‌ای از پنج فصل تشکیل شده است. فصل اول (در ۴۸ صفحه از صفحه  ۹ - ۵۷) به صورت اجمالی به تاریخ روانشناسی و ریشه‌های فکر آن در فلسفه غرب پرداخته است. فصل دوم به (در ۱۷ صفحه از صفحه  ۵۹ تا ۷۶) فرویدیسم و روانکاوی را مورد بررسی قرار داده است. فصل سوم (در ۷ صفحه از صفحه  ۷۷ -۸۳) به ملاحظاتی در رابطه با رفتارگرایی بسنده کرده است. فصل چهارم (در ۱۱ صفحه از صفحه  ۸۵ -۹۵) درباره  روانشناسی نیروی سوم نکاتی را اشاره کرده است و نهایتاً در فصل پنجم (در ۹ صفحه از صفحه  ۹۷ ـ ۱۰۵) با عنوان پیش به سوی روانشناسی معنوی به طرح نظر خاص خود در این زمینه پرداخته است. پس از این پنج فصل نیز ۵ صفحه پی‌نوشت برای همه فصل‌ها نوشته شده است. این کتاب فاقد هر گونه مقدمه، کتاب‌نامه، نمایه نامه و واژه نامه است.

ویژگی‌های مثبت
۱. نویسنده در این کتاب و به خصوص فصل اول سعی کرده است گزارشی کوتاه از سرگذشت روان‌شناسی و خاستگاه آن در فلسفه  غرب و تأثرات از این فلسفه به خواننده منتقل کند.
۲. نقدها به صورت صریح و بی پرده مطرح شده است.
۳. نویسنده تلاش کرده است تا عاملی واحد به عنوان اشکال بر همه  مکاتب روانشناسی مدرن مطرح کند و آن هم ریشه بودن اختلال روحی اخلاقی است.
۴. نویسنده تلاش کرده است تا بعد از نقد مکاتب روانشناسی مدرن الگویی صحیح به خواننده معرفی کند  .

نکات منفی
۱. کتاب بارها و بارها از اصطلاحات تخصصی رشته روانشناسی بهره برده است بدون اینکه توضیح کاملی در رابطه با این اصطلاحات مطرح کند. البته خواننده ممکن است از میان مطالب به تعریفی برای این اصطلاحات برسد، ولی مسلماً چنین تعریفی نمی‌تواند دقیق باشد و اخلاق پژوهش نیز با چنین روندی مخالف است.
۲. در نقدها مبالغه شده و نویسنده دچار سوگیری شده است  .
۳. نویسنده بارها در کتاب وعده  یک الگوی صحیح در برابر مکاتب روانشناسی داده است، ولی نهایتاً در فصل پنجم با یک الگوی ناقص و پیش پاافتاده روبه‌رو می‌شویم که تنها در خوش‌بینانه‌ترین حالت می‌تواند ده‌ها سؤال ایجاد کند و از حل و جواب عاجز است.
۴. با اینکه این کتاب ظاهراً ویراست دوم کتاب است، ولی غلط‌های چاپی بسیاری دارد که مورد پذیرش و اغماض نیست.
۵. نویسنده در نقدهایی که به مکاتب روانشناسی دارد در برخی موارد که نیاز به کار علمی و تجربی بوده است به مطالعات همین روانشناسان غربی استناد می‌کند و منبعی اسلامی را مطرح نمی‌کند. نهایتاً ایشان لابه‌لای مباحث خود به روایت «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان» اشاره کرده و آن را حدیث شریف می‌نامند. این حدیث به جهت ارسال سند ضعیف است. البته روایات فراوانی در منابع شیعی در رابطه با عقل وجود دارد که به بررسی بسیار عمیق نیاز دارد. ذکر این روایت نشان از این نکته است که آگاهی نویسنده از منابع اصیل اسلامی محدود به دانش عامه است و نه مباحث تخصصی.

 

همچنین ببینید گزارش این کتاب را در روزنامه صبح نو

بالا

نظرات