مسلمانان در نسبت قرآن کریم و نظریه تکامل، بیشتر جزء نیای مشترک نظریه را بررسی کرده‌اند و بیشتر حکم به ناسازگاری داده‌اند. آن‌ها کمتر به جزء انتخاب طبیعی و کمتر از از این به تبیین‌های تکاملی اخلاق، که نسبتاً جدیدند، پرداخته‌اند. من فکر می‌کنم توصیف‌ها و دستورهای اخلاقی قرآن با تبیین‌های تکاملی اخلاق سازگارند. در این مجال به هفت مورد اشاره می‌شود. اول خصوصیات اخلاقی معمول انسان‌ها در قرآن، به ویژه آن‌ها که دال بر چگونگی خلقت انسان‌اند، و آن‌ها که در همه یا اکثریت انسان‌ها بروز می‌یابند و انتخاب فرد؛ دوم ارتباط با دنیا و نزدیک‌بینی انتخاب طبیعی؛ سوم ارتباط با خویشاوندان و انتخاب خویشاوند؛ چهارم ارتباط با بیگانگان ژنتیکی و جبران؛ پنجم پاکی-ناپاکی اخلاقی و انتخاب فرهنگی؛ ششم اخلاقیات درون و بیرون گروهی و انتخاب گروه ژنتیکی؛ و هفتم خدای بزرگ اخلاقی و انتخاب گروه فرهنگی.

دسته بندی صفات اخلاقی انسان در قرآن:

بر اساس این ادعایی که دارم، مبنی بر سازگاری آیات قرآن با نظریه‌های تکامل اخلاقی، آیات قرآن را با توجه به تبیین‌های متفاوتی که دارد به هفت دسته تقسیم کردم.

آقای دکتر میانداری در خانه اخلاق پژوهان

دسته اول ـ خُلاقیات تک تک افراد است: آن خُلقیاتی که به تکامل مربوط است قاعدتا آن خُلقیاتی است که در قرآن با واژه خَلق آمده است، به این معنا که انسان این‌گونه خلق شده است. مثلا در سوره نساء، آیات ۲۷ـ۲۸ خداوند در باب ازدواج این‌گونه می‌فرماید که:
وَ اللَّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوب عَلَیْکمْ وَ یُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشهَوَتِ أَن تمِیلُوا مَیْلاً عَظِیماً (۲۷) یُرِیدُ اللَّهُ أَن یخَفِّف عَنکُمْوَ خُلِقَ الانسنُ ضعِیفا (۲۸)
خدا می‌خواهد با بیان حقیقت و تشریع احکام به سوى شما برگردد، و پیروان شهوات مى‏‌خواهند شما از راه حقیقت منحرف شوید، و دچار لغزشى بزرگ بگردید (۲۷). خدا مى‏‌خواهد با تجویز سه نوع نکاحى که گذشت بار شما را سبک کند، چون انسان ضعیف خلق شده است (۲۸). یعنی انسان در این امور ضعیف خَلق شده است.
ب ـ عجله در انسان است که در آیه ۳۷ سوره انبیاء ذکر شده: خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِیکُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ(۳۷). آدمی در خلقت و طبیعت بسیار شتاب‌کار است.
در اسراء آیه ۱۱ نیز آمده است: وَیَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیْرِ ۖ وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولً(۱۱). انسان با شوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را می‌جوید (چه بسا به نادانی) با همان شوق و رغبت شر و زیان خود را می‌طلبد، و انسان بسیار بی‌صبر و شتاب‌کار است. این دیگر خیلی عجیب و ریشه‌ای است به این معنا که گویی انسان از عجله آفریده شده است.
ج ـ بحث حرص و طمع در انسان است که خداوند می‌فرماید: إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا(۱۹) که انسان مخلوقی طبعا سخت حریص و بی‌صبر است.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق د

http://ethicshouse.ir نوشته‌های بیشتر از این نویسنده