دکتر حسن میانداری در سال 1344 متولد شدند. ایشان دکترای پزشکی خود را در سال ۱۳۶۹ از دانشگاه تهران و دکترای فلسفه‌اش را در سال ۱۳۸۹ از موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران گرفتند. فلسفه اخلاق و فلسفه زیست‌شناسی، حوزه‌های اصلی پژوهش وی است. دکتر میانداری که اکنون عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران است، در چهل و سومین کارگاه فلسفه اخلاق از "سازگاری قرآن کریم و تبیین‌های تکاملی اخلاق" سخن گفتند. در ادامه گزارشی از این کارگاه را می‌خوانید.

مسلمانان در نسبت قرآن کریم و نظریه تکامل، بیشتر جزء نیای مشترک نظریه را بررسی کرده‌اند و بیشتر حکم به ناسازگاری داده‌اند. آن‌ها کمتر به جزء انتخاب طبیعی و کمتر از از این به تبیین‌های تکاملی اخلاق، که نسبتاً جدیدند، پرداخته‌اند. من فکر می‌کنم توصیف‌ها و دستورهای اخلاقی قرآن با تبیین‌های تکاملی اخلاق سازگارند. در این مجال به هفت مورد اشاره می‌شود. اول خصوصیات اخلاقی معمول انسان‌ها در قرآن، به ویژه آن‌ها که دال بر چگونگی خلقت انسان‌اند، و آن‌ها که در همه یا اکثریت انسان‌ها بروز می‌یابند و انتخاب فرد؛ دوم ارتباط با دنیا و نزدیک‌بینی انتخاب طبیعی؛ سوم ارتباط با خویشاوندان و انتخاب خویشاوند؛ چهارم ارتباط با بیگانگان ژنتیکی و جبران؛ پنجم پاکی-ناپاکی اخلاقی و انتخاب فرهنگی؛ ششم اخلاقیات درون و بیرون گروهی و انتخاب گروه ژنتیکی؛ و هفتم خدای بزرگ اخلاقی و انتخاب گروه فرهنگی.

دسته بندی صفات اخلاقی انسان در قرآن:

بر اساس این ادعایی که دارم، مبنی بر سازگاری آیات قرآن با نظریه‌های تکامل اخلاقی، آیات قرآن را با توجه به تبیین‌های متفاوتی که دارد به هفت دسته تقسیم کردم.

دسته اول ـ خُلاقیات تک تک افراد است: آن خُلقیاتی که به تکامل مربوط است قاعدتا آن خُلقیاتی است که در قرآن با واژه خَلق آمده است، به این معنا که انسان این‌گونه خلق شده است. مثلا در سوره نساء، آیات ۲۷ـ۲۸ خداوند در باب ازدواج این‌گونه می‌فرماید که:
وَ اللَّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوب عَلَیْکمْ وَ یُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشهَوَتِ أَن تمِیلُوا مَیْلاً عَظِیماً (۲۷) یُرِیدُ اللَّهُ أَن یخَفِّف عَنکُمْوَ خُلِقَ الانسنُ ضعِیفا (۲۸)
خدا می‌خواهد با بیان حقیقت و تشریع احکام به سوى شما برگردد، و پیروان شهوات مى‏‌خواهند شما از راه حقیقت منحرف شوید، و دچار لغزشى بزرگ بگردید (۲۷). خدا مى‏‌خواهد با تجویز سه نوع نکاحى که گذشت بار شما را سبک کند، چون انسان ضعیف خلق شده است (۲۸). یعنی انسان در این امور ضعیف خَلق شده است.
ب ـ عجله در انسان است که در آیه ۳۷ سوره انبیاء ذکر شده: خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِیکُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ(۳۷). آدمی در خلقت و طبیعت بسیار شتاب‌کار است.
در اسراء آیه ۱۱ نیز آمده است: وَیَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیْرِ ۖ وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولً(۱۱). انسان با شوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را می‌جوید (چه بسا به نادانی) با همان شوق و رغبت شر و زیان خود را می‌طلبد، و انسان بسیار بی‌صبر و شتاب‌کار است. این دیگر خیلی عجیب و ریشه‌ای است به این معنا که گویی انسان از عجله آفریده شده است.
ج ـ بحث حرص و طمع در انسان است که خداوند می‌فرماید: إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا(۱۹) که انسان مخلوقی طبعا سخت حریص و بی‌صبر است.

دسته دوم ـ آیاتی است که می‌گوید همهٔ انسان ها به همین صورت هستند با تعابیری شبیه این آیات: اسراء، آیه۱۰۰: قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِکُونَ خَزَائِنَ رَحْمَهِ رَبِّی إِذًا لَأَمْسَکْتُمْ خَشْیَهَ الْإِنْفَاقِ ۚ وَکَانَ الْإِنْسَانُ قَتُورًا(۱۰۰). بگو که شما اگر دارای گنجهای رحمت (بی‌انتهای) خدای من شوید باز هم از ترس فقر و خوف درویشی، بخل از انفاق خواهید کرد، که انسان طبعا بسیار ممسک و بخیل است. شبیه همین شٌح نفس است که در آیه ۱۲۸ سوره نساء آمده است:… وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ ۚ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا(۱۲۸) …و نفوس را بخل و حرص فرا گرفته. و اگر (درباره یکدیگر) نیکویی کرده و پرهیزکار باشید، خدا به هر چه کنید آگاه است. این آیه قبلی منعطف‌تر است چرا که درباره زن و وشهر است و می‌فرماید اگر چه دلتون نمی‌خواد اختلافات خود را حل کنید ولی بدانید که صلح برای شما بهتر است. پس اولا انسان بخیل است.
دوماـ انسان مال را خیلی دوست دارد. در آیه۲۰ سوره فجر به آن پرداخته است: وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا(۲۰). سخت فریفته و مایل به مال دنیا می‌باشید. همچنین در آیه ۸ سوره عادیات است: وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ(۸)و هم او بر حب مال دنیا سخت فریفته و بخیل است. البته این جا اختلاف زیاد است که این خیر چیست، عده ای آن را مال گرفتند، ولی اگر برای شما قابل قبول نیست همان آیه اول کفایت می‌کند.

دسته سوم ـ این است که آدمی اگر احساس استغناء بکند، تغیان خواهد کرد. در سوره علق آیات : کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَىٰ(۶)راستی که انسان سرکش و مغرور می‌شود. أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ(۷) چون که خود را در غنا و دارایی ببیند. در سوره شوری، آیه: وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَلَٰکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا یَشَاءُ ۚ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ(۲۷) و اگر خدا روزی بندگان را وسیع و فراوان کند در روی زمین ظلم و طغیان بسیار کنند لیکن به اندازه‌ای که بخواهد (و صلاح داند) نازل می‌گرداند، که خدا به احوال بندگانش آگاه و بیناست.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم