کارگاه هشتم فلسفه اخلاق ما با موضوع "فلاسفه اخلاق ما چگونه یک مسئله را حل می‌کنند؟" در تاریخ 10 اسفندماه 93 برگزار شد. در این کارگاه میزبان حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا آل‌بویه بودیم. ایشان رئیس پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی هستند، دوره دکتری مدرسی معارف اسلامی، گرایش اخلاق اسلامی، را در دانشگاه باقرالعلوم گذرانده‌اند و دانش‌آموخته حوزه علمیه هستند. ترجمه کتاب "نظریه اخلاقى کانت" و ترجمه کتاب "مسائل اخلاقی (متن آموزشی فلسفه اخلاق)"، از جمله آثار منتشر شده از ایشان است. در ادامه چکیده‌ای از ارائه ایشان را می‌خوانید.

زن و حق‌تصمیم‌گیری درباره بدن

پیش از انتشار مقالۀ خانم جودیث جارویس تامسون با عنوان «در دفاع از سقط جنین» ((مقاله «در دفاع از سقط جنین» (“A Defense of Abortion”) تامسون نخستین بار در اولین شماره مجلۀ Philosophy and Public Affairs در سال ۱۹۷۱ منتشر شد. مقاله تامسون شاید یکی از نادر مقاله­های این مجله باشد که نه تنها بارها تجدید چاپ شده و ارجاعات بسیاری به آن داده شده است بلکه یکی از موثرترین و  با نفوذترین مقاله­‌های آکادمیک است که تاکنون درباره سقط جنین منتشر شده است و تقریباً در بحث­‌های جدی درباره سقط جنین در فلسفه آمریکایی- آنگلویی ارجاعاتی به این مقاله و استدلال اصلی تامسون دیده می­‌شود (Ibid.). ویلیام پرنت (William Parent ) ویراستار مجموعه مقالات تامسون، در مقدمه‌­اش بر Rights, Restitution, and Risk: Essay in Moral Theory (Cambridge: Harvard university Press, 1986) مقاله تامسون را تنها مقاله­‌ای می­‌داند که تا سال ۱۹۸۶ در کل فلسفه معاصر بیشتر از هر مقاله دیگری به طور گسترده تجدید چاپ شده است و دیوید بونین که همواره کوشیده است به ناقدان تامسون پاسخ گوید و استدلال او را تا حدی اصلاح کرده­ است معتقد است این مقاله بیش از هر مقالۀ دیگری در بارۀ سقط جنین مورد بحث قرارگرفته است.)) در سال ۱۹۷۱ دیدگاه رایج (در محافل دانشگاهی و غیر دانشگاهی) این بود که شخص بودن یا نبودن جنین مسئله‌ای اساسی و بنیادی و شاید تعیین کننده برای مجاز بودن سقط جنین به لحاظ اخلاقی است. تامسون به جهت استدلال با قبول این پیش‌فرض که جنین از لحظه لقاح شخص است و متقاعد کردن خواننده به قبول اینکه با این همه سقط جنین در مواردی ممکن است مجاز باشد، نشان داد که شخص بودن یا نبودن جنین مسئله‌ای اساسی و بنیادی در بحث سقط جنین نیست و نباید تمام مسئله دربارۀ سقط جنین را بر شخص بودن یا نبودن جنین متمرکز کرد.

تامسون از فیلسوفان اخلاقی است که گرچه استدلال‌های بر انسان بودن جنین را از لحظه لقاح قوی نمی‌داند و ترسیم حد فاصل انسان بودن و نبودن را در مراحل مختلف جنینی مبهم می‌داند ولی با این حال سیر بحث اخلاقی خود را درباره سقط جنین براین فرض که جنین از زمان لقاح شخص انسانی به شمار می‌آید، مسلم می‌گیرد.

مخالفان سقط جنین معمولاً چنین استدلال می‌کنند که جنین انسان است و کشتن انسان جایز نیست و در نتیجه سقط جنین که در واقع کشتن جنین است به لحاظ اخلاقی جایز نمی‌باشد و معمولاً زمان انسان بودن جنین را  از زمان لقاح می‌دانند و استدلال‌هایی بر آن اقامه می‌کنند. تامسون از فیلسوفان اخلاقی است که گرچه استدلال‌های بر انسان بودن جنین را از لحظه لقاح قوی نمی‌داند و ترسیم حد فاصل انسان بودن و نبودن را در مراحل مختلف جنینی مبهم می‌داند ولی با این حال سیر بحث اخلاقی خود را درباره سقط جنین براین فرض که جنین از زمان لقاح شخص انسانی به شمار می‌آید. مسلم می‌گیرد (گرچه معتقد است جنین مسلماً پیش از تولد به شخص انسانی تبدیل می‌شود). در نتیجه از آنجا که هر شخصی حق حیات دارد، جنین نیز در نگاه نخست حق حیات باید داشته باشد ولی یک نکته باید در نظر گرفته شود و آن این که مادر حق تصمیم‌گیری درباره بدن خود را دارد و اوست که درباره این که چه چیزی در بدنش یا نسبت به بدنش رخ دهد، باید تصمیم‌ بگیرد و این حق با حق حیات جنین در تعارض است. اما به ظاهر حق حیات شخص و از جمله جنین قوی‌تر و جدی‌تر از حق تصمیم‌گیری مادر نسبت به بدنش است و بر آن می‌چربد و سقط جنین نباید تحقق یابد. و در مقابل تامسون معتقد است که گرچه جنین حق حیات دارد ولی این بدان معنا نیست که زن مجبور به استفاده از بدنش برای حفظ جنین است همان گونه که کسی که از نارسایی کلیه رنج می‌برد و در صورت عدم استفاده از کلیه‌های شما خواهد مرد حق حیات او آن قدر قوی نیست که حقی به استفاده از کلیه‌های شما داشته باشد. جنین نیز هیچ‌گونه حقی به استفاده از بدن زن باردار ندارد و حق حیات جنین آن قدر قوی نیست که بر حق کنترل زن باردار به بدنش بچربد.

تامسون میان بارداری خواسته و ناخواسته و در موارد بارداری ناخواسته میان بارداری ناشی از تجاوز به عنف و غیر آن و مواردی که جان مادر در معرض خطر باشد یا نباشد تفاوت قائل است. در واقع تامسون در سه مورد سقط جنین را اخلاقاً مجاز می‌داند یکی در جایی که جان مادر در معرض خطر است (گرچه مادر به اراده و خواست خود باردار شده باشد) دوم بارداری ناخواسته و ناشی از تجاوز به عنف و سوم بارداری ناخواسته ناشی از نقص در وسایل جلوگیری از بارداری. شیوه تامسون در استدلال این است که با ذکر مثال‌هایی مشابه مادر و جنین که کانّه مطلب در آن مثال‌ها واضح و روشن است، بحث مورد نظر را پی‌گرفته و سعی در حل و فصل کردن مسئله سقط جنین دارد.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم

http://ethicshouse.ir نوشته‌های بیشتر از این نویسنده