چو دزدی با چراغ آید

پیشنهاد سردبیر

 

جوانی گستاخ و نام جو، شعری از مرحوم جلال الدین همایی دزدیده بود و بی آنکه استاد را بشناسد، در جمعی که وی در آن حاضر بود، شعر را به نام خود و به شکلی غلط خواند. استاد همایی بی آنکه به رویش بیاورد، پدرانه به او گفت که بهتر است شعر را اینگونه بخواند. اما جوان، با عصبانیت پاسخ داد: «من همانطور ساخته ام و همان را می پسندم». استاد نیز از گفتن حقیقت خودداری کرد و از رسوا کردن وی پرهیز نمود. ممکن است کسانی رفتار استاد را نشان بزرگواری بدانند و بستایند یا آن را نپسندند. از این مناقشه بگذریم. اما اگر به جای این جوان که تنها در پی خودنمایی بود، و به جای آن شعر، مدرسی دانشگاهی مقاله ای علمی را با سرقت از کتاب استاد همایی به نام خود منتشر می کرد، آیا باز هم استادکریمانه از او می گذشت و این کار را بر او می بخشود؟! در این باب قاطعانه نمی توان نظر داد، اما اگر واقعا ایشان از کنار چنین کاری خاموش می گذشت و آن را نهان می داشت، کاری کریمانه نکرده بود؛ زیرا اینجا با مسئله ای شخصی مواجه نبود که از حق خود بگذرد یا نگذرد. هدف این نوشتار به بحث گذاشتن همین نوع انتحال یا سرقت ضد علمی برخی دانشگاهیان است.

منبع 
فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیانhttp://ethicshouse.ir
متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد

متن دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

مرتبط