معرفی کتاب «زندگی خوب؛ 30 گام فلسفی برای کمال بخشیدن به هنر زیستن»

پیشنهاد سردبیر

کتاب «زندگی خوب؛ 30 گام فلسفی برای کمال بخشیدن به هنر زیستن» نوشته "مارک وِرنون" و ترجمۀ "پژمان طهرانیان" از آثار نشر نو است که چاپ اول آن در سال 1396 بوده و چاپ چهارم آن در سال 1397 به چاپ رسیده است. این کتاب را خانم هاجر سعادتی، دانش‌آموخته فلسفه اخلاق دانشگاه قم در ابتدای چهل و هشتمین کارگاه فلسفه اخلاق، معرفی کردند. در ادامه گزارش ایشان از این کتاب را می‌خوانید. 

مارک وِرنون متولد 1966 در انگلستان است. در فیزیک و الاهیات تحصیلات دانشگاهی داشته و دکترای فلسفه دارد. کتاب‌هایی با موضوعات دوستی، خداوند، معنویت، علم، فلسفۀ زندگی روزمره و مقاله‌ها و نقد و بررسی‌هایش درباره فرهنگ و موضوعات فلسفی و اخلاقی در روزنامه‌ها و مجله‌های بسیاری از جمله گاردین منتشر شده‌اند. وی در مناظره‌ها و برنامه‌های رادیویی مشارکت فعال دارد و در آکادمی آیدلِر لندن هم تدریس می‌کند.

آنچه در تارو پود زندگی خوب تنیده شده است رهیافتی است که به «اخلاق فضیلت‌مدار» شناخته می‌شود. فضیلت‌ها، مهارت‌ها، عادت‌ها و مزیت‌هایی هستند که اگر بتوانیم آن‌ها را بپرورانیم به ما امکان شکوفا شدن می‌دهند. اخلاقیات فضیلت‌مدار در پی پاسخ‌های قطعی نیستند، بلکه در جست‌وجوی یک شیوۀ زندگی هستند. زندگی خوب شامل 5 بخش (فضیلت‌های معنوی، فضیلت‌های مصیبت‌بار، فضیلت‌های اجتماعی، فضیلت‌های عملگرایانه، فضیلت‌های فردی) و 30 گام است؛ گام‌هایی که نویسنده اذعان می‌کند که قرار نیست یک شبه زندگی افراد را تغییر دهد، بلکه شاید با اشاره‌هایی خواننده را آگاه می‌سازد از هر آنچه در زندگی ممکن است نویسنده برای آنکه خواننده بتواند این 30 گام را درست بپیماید، برای هر گام یک راهنما برگزیده است- از ارسطو و افلاطون گرفته تا هانا آرنت و ژاک دریدا و تولستوی و یونگ و اسکار وایلد و فروید.

Mark Vernon

به این ترتیب در طول خواندن این کتاب که نگاهی جامع به مسائل زندگی دارد و مسائل را صرفا از منظر خاصی مورد توجه قرار نمی‌دهد با 30 شخصیت استثنایی تاریخ بشر و نیز با برخی از عالی‌ترین اندیشه‌های بشری در طول تاریخ درباره‌ی چه‌گونه خوب زیستن اشنا می‌شوید. در پایان هر فصل نیز، توصیه‌هایی با عنوان گامی دیگر آمده است، در قالب اشاره‌ها و آگاهی‌هایی که می‌توانند عمیقا در وجود خواننده ریشه بدوانند. در زندگی خوب برخی از عمیق‌ترین و کهن‌ترین رگه‌های حکمت کهن بازگشایی شده‌اند و نیز نقبی زده شده است به رگه‌هایی دیگر که تازه‌ترند اما شاید از نگاه‌ها دور مانده‌اند.

در مقدمه کتاب  نویسنده به بحث از چیستی زندگی خوب می‌پردازد و در آغاز  به  سه نکته مهم که معتقد است باید درباره زندگی خوب بدانیم اشاره می‌کند:

اول اینکه زندگی خوب با زیستن و تأمل بر زیستن خویش است که به دست می‌آید، با تأمل بر تجربه‌ها واشتباه‌هاتان، مسرت‌ها و ترس‌هاتان.

دوم اینکه شکوفایی و رضایت خاطری که ترکیب «زندگی خوب» وعده‌اش را می‌دهد نتیجه‌ی تبدیل شدن شما، در کلیت و تمامیت انسانی‌تان، به آن کسِ دیگر است، نه نتیجه‌ی آن چه همین حالا هستید.

سوم اینکه زندگی خوب با احساس خوشبختی رابطه‌ی مستقیم ندارد. گاهی اوقات یک موقعیت خوش وجود دارد. کلمه خوشی و خوشبختی عمق و غنای لازم را برای توصیف زندگی خوب ندارند.

نویسنده در ادامه مقدمه به توضیح معنای خوشبختی و آنچه موجب خوشبختی ما می‌شود پرداخته است. از نطر نویسنده این کتاب زندگی خوب آن چیزی است که کشف وشناسایی شود، زندگ خوب آن نیست که پیشاپیش شناخته شده باشد و قوانینی باشند تا شما را به سمت آن هدایت کنند، زندگی خوب شادی بیشتر و رنج کمتر نیست. زندگی خوب آن است که لحظه به لحظه و ماه به ماه رشد کند. نویسنده دیدگاههای فایده باورانه و فضیلت‌مدارانه در خصوص زندگی خوب را مورد بررسی قرار می‌دهد.

با برانگیختن حس کنجکاوی و جسارتمان، به بررسی دقیق موقعیت‌های ویژه می‌پردازد.

در بخش اول کتاب که فضیلت‌های معنوی است به بیان معنای معنویت می‌پردازد. وی معتقد است برای داشتن زندگی خوب، ضروری است که در زندگی‌مان جایی برای معنویت باز کنیم. به همین منظور به سراغ نظریات ساموئلز، روان درمانگر انگلیسی پیرو مکتب یونگ رفته است که قلمروهای به ظاهر ملال آور معنویت را که به جهانمان ارزش و اعتبار می‌بخشند به روشنی شرح داده است. این قلمروها به ما کمک می‌کند تا فضیلت‌های معنوی را به بخش‌های ضروری زندگی پیوند دهیم و تصور غالبمان را از به کار گیری قدرت خرد و شخصیت تحول بخشیم. ساموئلز بر این باور است که معنویت را می‌توان به شیوه‌های گوناگون تجربه کرد. و در این میان خود بر 4 زمینه اصلی تأکید می‌کند که شامل معنویت اجتماعی، معنویت سیاسی، معنویت هنری و معنویت منحط است.

بعد از توضیح انواع معنویت‌ها نویسنده در ادامه به سراغ توضیح فضایل معنوی رفته و آنها را تحت عناوین هنر، زیبایی، آزادی، معنا، دین و دیدن بررسی می‌کند و برای هر یک از این مباحث، نظرات فلاسفه را مطرح می‌کند.

در بخش دوم کتاب نویسنده به شرح فضایل مصیبت‌بار می‌پردازد. در این بخش نویسنده دو نوع باور را مورد بررسی قرار می‌دهد. نوع اول باوری است که معتقد است سنت‌های مذهبی از طریق پرورش قابلیت‌های ذاتی‌مان وارد عمل می‌شوند تا موجب تعالی ما شوند. کسانی که چنین باوری دارند معتقدند که عالم هستی اساسا مکانی امن و مطبوع است و انسانها اساسا نیک هستند.

باورهای نوع دوم جهان، گرفتاری‌های انسان و کارکرد ایمان را به گونه‌ای متفاوت می‌بینند. آنها بر این باورند که اگر انسان بناست بر تاریکی غلبه کند باید بار دیگر متولد شود واین نگاه به جهان نگاهی مصیبت‌بار است. ما کارهایی را می‌کنیم که می‌توانستیم انجام ندهیم و کارهایی را که می‌توانستیم انجام دهیم انجام نمی‌دهیم.

نویسنده معتقد است که تمایل به هر سوی این بحث نشان دهنده آن  است که زندگی می‌تواند دشوار باشد و اوضاع می‌تواند خوب پیش نرود. بنابراین در تعریف زندگی خوب، پرسش کلیدی این است که چگونه با فقدان‌ها، خشونت‌ها، خصومت‌ها و ناامنی‌ها کنار بیاییم. بنابراین در بحث از دومین دسته از فضیلت‌ها فضایلی که مورد بررسی قرار می‌دهد که آنها را فضایل مصیبت‌بار می‌نامد که شامل خشم، پول، سوگواری، تعهد، داستان گویی و بی‌یقینی است.

بخش سوم به بررسی فضیلت‌های اجتماعی پرداخته است. از نظر نویسنده، زندگی خوب زندگی است که بادیگران سپری شود. این امر نزد یونانیان کاملا بدیهی است. تعریف ارسطو از انسان به حیوان سیاسی مؤید همین مطلب است. حیوان سیاسی یعنی مخلوقی که برای زندگی در اجتماع خلق شده است.

قابلیت ایجاد روابط عمیق و هدفمند در زندگی کلید خوب زیستن است و آنچه نویسنده در این فصل مطرح می‌کند فضایلی است که می‌توانند در این زمینه یاری‌رسان باشند و عبارتند از: معاشرت، توجه به کرۀ زمین، دوستی با همنوع، دوستی با حیوانات، رابطه‌ی زن و مرد و مدارا با مردم

بخش چهارم کتاب فضیلت‌های عملگرایانه را مورد بحث قرار می‌دهد. در دروان باستان، مکاتب فلسفی همگی حامی اخلاقیات فضیلت‌محور بودند. اخلاقیاتی که متمرکز بر پرورش و آزمایش شخصیت فرد و عادت‌های او واز این رهگذر، کشف و شناخت زندگی خوب بود. در این زمینه به بررسی نظریه رواقی گری در زندگی که توجه به شادی در زندگی  است اشاره می‌کند و به بیان فضایلی می‌پردازد که با کمک آنها ما می‌توانیم از پس اتفاقاتی که ممکن است در زندگی روزمره برای ما رخ دهد برآییم. دراین فصل توضیح می‌دهد  که از دل شوخ طبعی، موسیقی، سکون، فرزانگی، شگفتی و کار چه فضیلت‌های عملگرایانه‌ای زاده می‌شوند.

خانم هاجر سعادتی در خانه اخلاق پژوهان جوان

بخش پنجم  ونهایی کتاب به بررسی فضایل فردی می‌پردازد. دراین بخش نویسنده ابتدا به صورت خلاصه  دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه را بررسی می‌کند و به این مطلب اشاره می‌کند که با پیوند بخش خودآگاه و ناخودآگاه ما همان کسی می‌شویم که می‌توانیم باشیم. آن ناشناخته‌‌ای که درونمان خفته است می‌تواند بیدار شود، و واقعیت یابد. از این رو دسته‌ای از فضایل وجود دارند که می‌توانند در مسیر بزرگ رسیدن به حقیقت فردیت به ما کمک کنند. همچنین بیان می‌کند که نوع تفکر امروز ما درباره فردیت، که چندان هم کارساز نیست ابعاد گوناگونی دارد که در بخش آخر کتاب به آن پرداخته خواهد شد. فضایل مربوط به رشد فردیت عبارتند از بخشایش، قدرشناسی، امید، فردیت، عشق، من.

به طور کلی کتاب زندگی خوب، به خوبی گام‌ به گام خواننده را تا رسیدن به مفهوم کلی از زندگی خوب همراهی می‌کند، هر چند در تمام طول راه، رهنمودهایی فلسفی، چراغ راه خواننده کتاب است اما روانی بیان نویسنده باعث شده تا علی‌رغم اینکه کتاب سرشار از مطالب فلسفی است اما برای خواننده فلسفه نخوانده هم مفید، جالب و قابل درک است.

 

منبع 
فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیانhttp://ethicshouse.ir
متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد

متن دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

مرتبط