عقل نظری و عقل عملی از دیدگاه علامه طباطبایی

پیشنهاد سردبیر

تقسیم علوم و مدرکات انسان به: علوم کاشف از خارج و علوم اعتبارى و ذهنى

آن حقیقت این است که: بطور کلى علوم و تصدیقاتى که ما بدون شک داراى آن هستیم بر دو قسمند: اول علوم و تصدیقاتى که هیچ گونه ارتباطى به اعمال ما نداشته و تنها واقعیاتى را کشف نموده و با خارج تطبیق مى‌دهد، چه اینکه ما موجود باشیم و اعمال زندگى فردى و اجتماعى را انجام بدهیم یا نه، مانند تصدیق به اینکه عدد چهار جفت است، و عدد یک نصف دو است، و عالم موجود است، و در عالم زمین، آفتاب و ماه وجود دارد، حال این علوم و تصدیقات یا بدیهى است، و یا نظرى منتهى به بداهت است.

قسم دوم علومى است عملى و تصدیقاتى است اعتبارى و قراردادى که ما خود، آن را براى کارهاى زندگى اجتماعى‌مان وضع نموده و اعمال اختیارى خود را در ظرف اجتماع به آن تعلیل نموده، اراده خود را نیز مستند به آن مى‌کنیم. اینگونه علوم از قبیل علوم قسم اول نیستند که خارجیت داشته، ذاتا و حقیقتا با خارج تطبیق شوند، بلکه ما به آنها ترتیب اثر خارجى مى‌دهیم، و این ترتیب اثر مانند قسم اول ذاتى نیست، بلکه اعتبارى و قراردادى است.

این علوم عبارتند از احکام و قوانین و سنن و شؤون اعتباریى که در اجتماع معمول گشته و جریان مى‌یابد، مانند ولایت، ریاست، سلطنت و ملک و امثال آن. مثلا ریاستى که ما براى زید اعتبار نموده و مى گوییم: (زید رئیس است) وصفى است اعتبارى که در خارج هیچ برابرى جز زید ندارد، یعنى در خارج غیر از انسانى بنام زید چیزى بنام ریاست وجود ندارد، بخلاف بلند قامتى و سیاهى و سفیدى زید که در خارج وجود جداگانه‌اى از وجود زید دارند.

منشاء پیدایش اینگونه علوم و تصدیقات احتیاج بشر به تشکیل اجتماع است، مثلا همین ریاست از آنجایى که بشر مجبور است اجتماعى زندگى کند، به حکم جبر اداره امور جمعیت را به شخص معینى واگذار مى‌کند، تا او هر کارى را در موقع مناسبش انجام دهد

منشاء پیدایش اینگونه علوم و تصدیقات احتیاج بشر به تشکیل اجتماع است، مثلا همین ریاست از آنجایى که بشر مجبور است اجتماعى زندگى کند، به حکم جبر اداره امور جمعیت را به شخص معینى واگذار مى‌کند، تا او هر کارى را در موقع مناسبش انجام دهد، اگر جامعه را به شکل یک بدن فرض کنیم نسبت این شخص به آن، نسبت سر خواهد بود به بدن، به همین مناسبت براى اینکه مقام شخص مزبور محفوظ بماند و جامعه از آثار و فواید مقام او برخوردار شود او را به وصف ریاست توصیف نموده مى‌گویند: (زید رأس جمعیت و رئیس آنها است) پس اعتقاد به اینکه زید رأس و رئیس است اعتقادى است وهمى که از ظرف وهم به خارج سرایت نمى‌کند، و لیکن ما همین امر وهمى را یک معناى خارجى اعتبار نموده به خاطر مصالح اجتماعى‌مان آثار خارجى بر آن مترتب مى‌کنیم . همه معانیى که در محیط اجتماع بشرى مربوط به اعمال انسانى است بر این قیاس است، و همه آنها را خود انسان به خاطر مصلحت زندگیش وضع نموده و در قالب اعتبار ریخته است.

فرق بین این دو قسم از علوم

فرقى که بین این دو قسم از علوم است این است که قسم اول از خارج انتزاع شده و به اعتبار اینکه حقیقتا مطابق با خارج است صدق و به اعتبار اینکه خارج مطابق آن است حق نامیده مى‌شود، و در نتیجه معناى صدق و حق بودن آن این مى شود که این حقیقت ذهنى عینا همان حقیقتى است که در خارج است‌، و آن حقیقت که در خارج است عینا همین حقیقتى است که در ذهن است.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیانhttp://ethicshouse.ir
متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد

ارسال نظر

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید